الشيخ محمد علي الگرامي القمي

46

مقدمه اى بر امامت (فارسى)

جهت « عامه » خوانده مىشوند معتقدند تنها پيامبر بايد از طرف خدا معين شود نه رهبر پس از او . ولى ما مىگوييم چه بسيارند افرادى كه چندين سال هوا و هوس را در درون خود خفه مىكنند تا پس از رسيدن به قدرت هواها و هوسهاى خويش را ظاهر نموده بهره ور سازند . در شرح حال بعضى از ملوك پيشين آمده است كه ابتدا رئوف و مهربان بودند ولى در يك صحنه و جريانى كوتاه ، آن چنان حالتشان عوض مىشد كه از كشته‌ها پشته‌ها مىساختند و از كله‌ها مناره‌ها بر پا مىكردند . تشخيص شايستگى رهبرى - به معناى كامل كلمه - در يك شخص ، كارى نيست كه با معاشرتهاى چند ساله روشن شود . محمد بن نصير نميرى مدتها در ميان مردم بود و با آنها بزرگ شد و كسى هم نظر بدى به او نداشت و شيعه از او حديث و فقه مىآموخت ولى تحت تاثير حسّ حسادت كه چرا ديگرى وكيل امام شد اساساً منكر امامت امام حسن عسگرى شد و خود ادعاى پيامبرى نموده گفت روح خداوند در بدن امام على النقى عليه السلام ( كه قبل از امام حسن عسگرى بود و او را وكالت داده بود ) حلول كرده و او خداوند است و همو مرا به عنوان پيامبرى به نزد شما فرستاده است . او ازدواج با محرم را جايز و قانونى مىدانست . ازدواج مرد با مرد را هم قانونى مىدانست و به كمك محمد بن موسى بن فرات اين افكار را در ميان مردم ترويج مىكرد ، و از راه ارضاء حسّ شهوت مردم براى خود جايگاهى درست كرد . امام حسن عسكرى عليه السلام نامه‌اى به « عبيدى يقطينى » نوشته او را از